یکشنبه 1386/07/01
یوونتوس در معبر دشوار رستگاری

ميگويند اگر يووهاي نيستيد، بيترديد ضديووه به شمار ميرويد. نفرت از يووه آميخته به غبطه و حسادت به آنها هم هست. اين احساس چنان قوي است كه پس از فاجعه هيسل و كشتهشدن 39 طرفدار يوونتوس روي ديوارهاي خيابانهاي رم و فلورانس شعارGrazie Liverpool را ميديديد؛ يعني خيليها از طرفداران ليورپول كه زمينه مرگ آن 39 نفر را مهيا ساختند، تشكر كرده بودند. پس از رسواييهايي كه يووه را راهي سريB كرد، كتابي در ايتاليا با عنوان <يووه در سري:B خداوند وجود دارد> منتشر شد كه پرفروش هم بود. كتابي حاوي جوكهاي ضديوونتوسي با جملهها و متلكهاي پرشمار عليه بانوي پير (مثل: بهتر است به زندان برويد تا بعدازظهري را با يك طرفدار يووه سپري كنيد) اما داغ ننگي كه بر پيشاني يووه زدند، همزمان با قهرماني ايتاليا در جامجهاني شد. ايتاليا به رهبري مردي قهرمان جهان شد كه پنج بار يووه را قهرمان اسكودتو كرده بود. سه ستاره يووه از مردان اصلي تيم بودند؛ آنچه شرم را با غرور و مكافات را با افتخار تركيب كرد و همه را بر سر دوراهي قرار داد. باشگاهي مثل يك امپراتوري يووه وراي ساير باشگاههاي ديگر است. نهادي است شايد حتي جدا از فوتبال، وقتي رسواييها عيان شدند و يووه به سري B تبعيد شد، گويي يك نظام سلطنتي در ايتاليا فرو ريخت و حادثه بزرگي براي يك ملت يا اروپا رخ داد. در ايتاليا از تركيبL emozione Juve استفاده ميكنند، يعني <احساس يووهاي> و اين احساس قوي، عميق و پايدار است. احساسي كه پس از تبعيد يووه به سريB بيشتر شد. به نظر ميرسيد همه به يووه خيانت كردهاند و زمان آن فرا رسيده به ريشههاي عزت نفس و غرور باز گردند، مگر نه اين كهjuventus در زبان لاتين همانyouth است، يعني <جواني.> يووه نوامبر 1897 توسط گروهي از دانشجويان توريني تأسيس شد و در گذر زمان به قدرت انكارناپذير فوتبال ايتاليا بدل شد. ركورد قهرماني اسكودتو، 27 عنوان حتي با ناديدهگرفتن دو عنوان آخر، به آنها تعلق دارد. بزرگترين ستارهها در يووه بازي كردهاند: جيامپيرو بونيپرتي، جان چارلز، روبرتو بتهگا، ماركو تاردلي، ميشل پلاتيني، پائولو روسي، زبينيو بونيك، دينو زوف، روبرتو باجو، جيانلوكا ويالي و زينالدين زيدان. سه ستاره قهرمان جامجهاني 2006 از يووه آمده بودند: جيجي بوفون درون دروازه، فابيو كاناوارو در خط دفاع و الساندرو دلپيرو در خط حمله. ستارههاي يووه در تيمهاي ديگر هم حضور داشتند: پاول ندود در جمهوري چك و امرسون در برزيل، ليليان تورام و ديويد ترزگه در فرانسه كه هر دو قهرمان جامجهاني سال 1998 بودند. مربيان يووه هميشه در صف بهترينها جاي داشتهاند. جوواني تراپاتوني شش بار اسكودتو را برد و مارچلو ليپي استاد بازيهاي شطرنج گونه، پنج بار ايتاليا با او قهرمان جهان شد. مالكان باشگاه، خانواده انيلي، بخشي از اريستو كراسي ايتالياي عصر نو هستند. جوواني انيلي بود كه سال 1899 كارخانه فيات را تأسيس كرد و نوه او، جيان كه سال 2004 درگذشت، سياستپيشه معروفي بود و او راL " av vocato وكيل، ميخواندند. يووه يگانه باشگاه ايتاليايي است كه دست به دست نگشته و فيات و خانواده انيلي هنوز آن را كنترل ميكنند. جوواني كوبولي ميگويد: براي يك يووهاي بودن بايد دركي از تاريخ و زمان داشته باشيد. تورين بدون ايتاليا كموبيش تورين خواهد بود ولي ايتاليا بدون تورين، ايتالياي ديگري است. با اين وصف يوونتوس برخلاف آنچه به نظر ميرسد تيم ميليونرها، اعيانها و خواص نيست. مهاجرت جمعي از سيسيل و مناطق فقيرنشين جنوب به سوي تورين در دهه 1950 براي حضور در خط توليد كارخانه فيات، باشگاه را متعلق به كساني ساخت كه از خانه و كاشانهشان دل كنده بودند. به همين دليل هم ميگويند تورينيهاي اصيل طرفدار باشگاه تورين هستند نه يووه. چنان كه منچستريهاي اصيل طرفدار منچسترسيتي هستند نه منچستريونايتد، بنابراين يووه به طبقه كارگر و ساكنين بخش صنعتي تورين كه براي لقمهاي نان جان ميكنند، بدل شد و به همين دليل هم طرفداران يووه به صبر خود ميبالند، چنان كه فصل پيش حضور در سريB را با شكيبايي تحمل كرده و به سريA بازگشتند. نميتوان به يووه اشاره كرد و فاجعه 28 ماه مي 1985 در ورزشگاه هيسل را ناديده گرفت. 39 يووهاي كه آن شب پس از هجوم ليورپوليها جان باختند، تيفوسيهاي يووه نبودند. كساني بودند كه با افراد خانوادهشان رفته بودند تا شب خوشي را در بلژيك سپري كنند. كساني مثل برونو گواريني كه به پسر 21 سالهاش كه عضو يكي از اتحاديههاي طرفداران يووه بود و در آزمون دانشكده دندانپزشكي قبول شده بهعنوان جايزه، بليت فينال جام باشگاههاي اروپا را هديه داده بود اما آنجا از نزديك شاهد جان باختن او شد. يووه 28 ميليون طرفدار ثبتنامكرده در اروپا دارد (در حالي كه تعداد طرفداران منچستريونايتد 13 ميليون نفر است) كه 11 ميليون نفر در ايتاليا زندگي ميكنند و 6 ميليون نفر در خارج از ايتاليا. دو سال پيش كه به بغداد رفتم از پسربچه خياباني پابرهنهاي پرسيدم <روِياي تو چيست؟> و او جواب داد <براي يووه بازي كنم.> او همه چيز را در مورد يووه ميدانست. تيمش، بازيكنانش، نتايج ديدارها و تاريخش را؛ در حالي كه وقتي پرسيدم چند سال داري، نميتوانست پاسخي بدهد
منبع : روزنامه جهان فوتبال
